معنی مسجور

معنی مسجور

7 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از سجر و سجور. رجوع به سجر و سجور شود. افروخته. (منتهی الارب). موقد. (اقرب الموارد). || ساکن. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || پر و مالامال از آب. (غیاث) (آنندراج). - بحر مسجور؛ دریایی که آبش زائد از آن باشد. (منتهی الارب). دریای مملو که محیط و اقیانوس باشد یا افروخته و موقد. (از اقرب الموارد): {/Bوَ اَلسَّقْفِ اَلْمَرْفُوعِ . `وَ اَلْبَحْرِ اَلْمَسْجُورِ. `إِنَّ عَذََابَ رَبِّکَ لَوََاقِعٌ . ۱-۱۰۵۲:۵-۷/}(قرآن ۵۲/۵ -۷). ز آنکه فکر من از مدیحت او نهر جاری و بحر مسجور است.مسعودسعد. || فارغ و خالی. از اضداد است. (از ذیل اقرب الموارد). || شیری که آب بر وی غالب باشد. (منتهی الارب). لبن که آب آن بیش از شیر باشد. (از اقرب الموارد). شیری که آب در آن بیش از خود شیر کرده باشند. (بحر الجواهر). شیر به آب آمیخته که آب آن بیش از شیر باشد. || مروارید به رشته کشیده. (منتهی الارب). منظوم و مسترسل. (اقرب الموارد). || سگ با «ساجور» و آن چوبی باشد که به گردن سگ آویزند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مسجور»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ور» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید