معنی مسجود
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) سجده شده. عبادت شده. معبود. پرستیده شده. (ناظم الاطباء). سجده گرفته. (مهذب الاسماء): مسجود زمین و آسمان است تخت تو که از مکان نجنبد.خاقانی. - مسجود ملائک؛ آدم ابوالبشر. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مسجود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر