معنی مسجع

معنی مسجع

6 بازدید
[ مَ جَ ] (ع اِ) مقصد. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ مُ سَ جْ جِ ] (ع ص) نعت فاعلی از تسجیع. آنکه سخن با سجع و کلام مسجع می گوید. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). رجوع به تسجیع شود.
[ مُ سَ جْ جَ ] (ع ص) نعت مفعولی از تسجیع. رجوع به تسجیع شود. || کلام مسجع، که سجع داشته باشد. (از اقرب الموارد). که به سجع است. که سجع دارد. دارای سجع. باسجع. سخنی است که در آن سجع به کار برده شده باشد. (کشاف اصطلاحات الفنون). سخن با قافیه. (غیاث) (آنندراج). || عبارت است از آنکه شاعر بیتی را به چهار قسم متساوی کند، و بعد از رعایت سجع بر قافیهٔ واحد، چهارم بر قافیه ای آورد که بنای شعر بر آن است. (کشاف اصطلاحات الفنون). صنعتی که شاعر شعر را چهار حصه کند و بعد رعایت سه سجع، حصهٔ چهارم را بر قافیه ای که بنای شعر بر آن نهاده است تمام کند، چنانچه این بیت سعدی : باز آ و در چشمم نشین ای دلستان نازنین کاشوب و فریاد از زمین تا آسمانم میرود. (از غیاث) (از آنندراج). و رجوع به سجع شود.

کلمات هم‌قافیه با «مسجع»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «جع» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید