معنی مستکفی باللََّه

معنی مستکفی باللََّه

6 بازدید
[ مُ تَ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) سلیمان بن احمدبن علی مکنی به ابوالربیع سومین خلیفهٔ عباسی در مصر. وی به سال ۶۸۳ هـ . ق. در بغداد متولد شد و به سال ۷۰۱ بعد از درگذشت پدرش در مصر به نام او خطبه خواندند. وی امور خلافت را به دست سلطان الملک الناصر (محمدبن قلاوون) سپرد و خود به جنگ تاتارها رفت. در سال ۷۰۲ هـ . ق. وارد دمشق شد. سپس روابط او با سلطان الناصر تیره گشت و در سال ۷۳۸ هـ . ق. بوسیلهٔ او به شهر قوص در صعید تبعید گشت و تا زمان مرگ در آنجا بسر برد. مردی فاضل و شجاع و سخاوتمند بود و به همنشینی دانشمندان و ادیبان علاقمند بود. خلافت وی که در واقع خلافتی ظاهری بود، ۳۹ سال و دو ماه و سیزده روز بطول انجامید. (از الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۳ ص ۱۸۱ از البدایة و النهایة و الدررالکامنة و النجوم الزاهرة).
[ مُ تَ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) سلیمان بن محمدالمتوکل علی اللََّه بن المعتضد عباسی مکنی به ابوالربیع مشهور به المستکفی ثانی، از خلفای عباسی در مصر. وی به سال ۷۹۲ هـ . ق. متولد شد و به سال ۸۴۵ هـ . ق. بعد از درگذشت برادرش المعتضد ثانی با وی بیعت شد و در سال ۸۵۵ هـ . ق. در مصر درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۳ ص ۱۹۶ از التبرالمسبوک و تاریخ الخمیس).
[ مُ تَ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) محمدبن عبدالرحمن بن عبیداللََّه بن ناصر اموی، مکنی به ابوعبدالرحمان، صاحب قرطبه و نوزدهمین خلیفهٔ اموی در اندلس. به سال ۳۶۶ هـ .ق. متولد شد و به سال ۴۱۴ هـ . ق. بر المستظهرباللََّه غلبه کرد و مدت هفده ماه سلطنت کرد و سرانجام بدست مردم قرطبه خلع شد و به خارج شهر تبعید گشت و در قریهٔ شمنت در نزدیکی شهر سالم مسموم شد یا بقتل رسید. (از الاعلام زرکلی ج ۷ ص ۶۳ از جمهرةالانساب و ابن الاثیر).
[ مُ تَ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) عبداللََّه بن علی المکتفی بن المعتضد مکنی به ابوالقاسم، بیست و دومین خلیفهٔ عباسی. رجوع به عبداللََّه (ابن علی بن مکتفی) شود.

کلمات هم‌قافیه با «مستکفی باللََّه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «َه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید