معنی مستکفٍ
5 بازدید
[ مُ تَ فِنْ ] (ع ص) مستکفی. نعت فاعلی از استکفاء. رجوع به مستکفی و استکفاء شود.[ مُ تَ کِ ف ف ] (ع ص) نعت فاعلی از استکفاف. گرد گیرنده چیزی را و نگرنده بسوی آن. || موی فراهم شونده. || آنکه دست پیش چشم دارد وقت نگریستن از دور. || دست پیش کسی دارنده به خواهش و سؤال. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به استکفاف شود.
کلمات همقافیه با «مستکفٍ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فٍ» برای سرودن شعر