معنی مستکره
6 بازدید
[ مُ تَ رِهْ ] (ع ص) نعت فاعلی از استکراه. مکروه و ناخوش و زشت داننده چیزی را. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). رجوع به استکراه شود.[ مُ تَ رَهْ ] (ع ص) نعت مفعولی از استکراه. آنچه کریه بشمار آمده باشد. (از اقرب الموارد). ناپسند. کریه. رجوع به استکراه شود: چه سلاطین کامگار را هیچ خصلتی مستکره تر از آن نتواند بود که بر امثال این معانی اقدام نمایند. (سندبادنامه ص ۷۴). او اول کسی است که خراج پدید کرد و سنت گردانید و عجم آن را مستعظم و مستکره شمردند. (تاریخ قم ص ۱۸۳).
کلمات همقافیه با «مستکره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر