معنی مستکبر
5 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استکبار. بزرگ و عظیم یابنده چیزی را. (از اقرب الموارد). ج، مستکبرون و مستکبرین. رجوع به استکبار شود. || دارای کبریاء. (از اقرب الموارد). گردنکش و متکبر و مغرور. (غیاث): ز مستکبران دلاور مترس از آن کو نترسد ز داور بترس. سعدی (بوستان).
کلمات همقافیه با «مستکبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر