معنی مستک
7 بازدید
[ مَ تَ ] (ص مصغر) مست گونه : مستک شده ای همی ندانی پس و پیش. (اسرار التوحید ص ۱۷). - نیم مستک؛ اندک مایه مست. اندک مست : نیم مستک فتاده و خورده بی خیو این خدنگ یازه من.سوزنی.[ مُ تَ ک ک ] (ع ص) نعت فاعلی از استکاک. رجوع به استکاک شود. || گیاه انبوه شونده و بهم در شونده. گوش کر و تنگ سوراخ. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مستک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر