معنی مستودعات
6 بازدید
[ مُ تَ دَ ] (ع ص، اِ) جِ مستودع و مستودعة. امانتها و چیزهای امانت داشته شده. (غیاث) (آنندراج): فاما سِرّی از مستودعات قضا و مکنونات قدر دست رد بر پیشانی او نهاد. (سندبادنامه ص ۶۱). رجوع به مستودع و استیداع شود.
کلمات همقافیه با «مستودعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر