معنی مستوحشة
6 بازدید
[ مُ تَ حِ شَ ] (ع ص) تأنیث مستوحش. أرض مستوحشة؛ زمین وحشت آگین. (منتهی الارب). رجوع به مستوحش و استیحاش شود.
کلمات همقافیه با «مستوحشة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شة» برای سرودن شعر