معنی مستهنع
5 بازدید
[ مُ تَ نِ ] (ع ص) منکسر و عاجز شونده از جواب. (از اقرب الموارد). درمانده از پاسخ. و رجوع به استهناع شود.
کلمات همقافیه با «مستهنع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر