معنی مستهزیء
6 بازدید
[ مُ تَ زِءْ ] (ع ص) فسوس کننده. (از منتهی الارب) (آنندراج). مسخره کننده. (از اقرب الموارد). آنکه استهزاء کند. آنکه ریشخند کند. فسوسکار. فسوسی. افسوسی. طعنه زننده. و رجوع به استهزاء شود: هر چه گوئی باز گوید که همان می کند افسوس چون مستهزئان. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «مستهزیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر