معنی مستهدی
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) هدایت و راهنمایی خواهنده. (از اقرب الموارد). راه جوی. هدایت طلب. || خواهنده که چیزی را به او هدیه کنند. (از اقرب الموارد). هدیه خواه. هدیه طلب. رجوع به استهداء شود.
کلمات همقافیه با «مستهدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر