معنی مستنیء
5 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) ستارهٔ فرورونده به مغرب و برآمده رقیب آن به مشرق. (ناظم الاطباء). || عطا خواهنده. (از اقرب الموارد). و رجوع به استناءة شود.
کلمات همقافیه با «مستنیء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر