معنی مستند
9 بازدید
[ مُ تَ نِ ] (ع ص) پناه برنده و التجاجوینده. (از اقرب الموارد). پناه جوینده. (غیاث). || پشت به چیزی دهنده. (غیاث). تکیه کننده. رجوع به استناد شود.[ مُ تَ نَ ] (ع ص، اِ) کسی که پناه به او برده شود. (غیاث). || تکیه کرده شده : اصبعت در سیر پیدا می کند که نظر بر حرف داری مستند. مولوی (مثنوی). || تکیه و محل تکیه و پشتی. (ناظم الاطباء). تکیه گاه. معتمد. سند. رجوع به استناد شود. || سند حدیث. (از اقرب الموارد) (از تعریفات جرجانی). رجوع به سند شود.
کلمات همقافیه با «مستند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر