معنی مستنبه
6 بازدید
[ مُ تَمْ بِ هْ ] (ع ص) آنکه از خواب بیدار شده باشد. (از اقرب الموارد). آگاه. بیدار. هشیار: نوم عالم از عبادت به بود آنچنان علمی که مستنبه بود. مولوی (مثنوی). و رجوع به استنباه شود.
کلمات همقافیه با «مستنبه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر