معنی مستنبط

معنی مستنبط

4 بازدید
[ مُ تَمْ بِ ] (ع ص) بیرون آورندهٔ آب و علم و مانند آن. (از منتهی الارب). || آشکارکننده و اختراع کننده چیزی را که پنهان و مخفی بوده است. || استخراج کننده و درآورندهٔ خیر و نیکی از کسی. || استخراج کنندهٔ فقه بوسیلهٔ فهم و اجتهاد خویش. (از اقرب الموارد). آنکه حکمی را به فهم و اجتهاد خود استخراج می کند. (ناظم الاطباء). حکم شرعی فرعی را از ادلهٔ تفصیلیه به اجتهاد خود استخراج کننده. دریابنده. درک کننده. و رجوع به استنباط شود.
[ مُ تَمْ بَ ] (ع ص، اِ) بیرون آورده شده. (غیاث) (آنندراج). || استنباطشده. درک شده. دریافته. رجوع به استنباط شود. || جای بیرون آوردن چیزی. (غیاث) (آنندراج). || در اصطلاح شعرا، نام صنعتی است، و آن چنان بوضع رسیده که بیتی نویسد راست بعده زیر هر لفظی بیتی نویسد. مثاله: بزرگا به عالم ندیدم کسی بجز تو شجاع و سخی و جواد «زمانه همی گویمت». از این بیت چند ابیات برآید: بزرگا به عالم ندیدم زمانه بجز تو شجاع و سخی زمانه بزرگا زمانه همی گویمت بجز تو زمانه همی گویمت. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج ۲ ص ۱۴۱۴).

کلمات هم‌قافیه با «مستنبط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید