معنی مستمیت
5 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استماتة. خواهندهٔ مرگ. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دلاور و پیش آینده به جنگ. (از منتهی الارب). جنگجو که در جنگ از مرگ بیم نداشته باشد. (از اقرب الموارد). از جان گذشته. || جوینده چیزی را در هر راهی. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || آنکه از پس لاغری فربه شده باشد. || رَخی و فروهشته. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). و رجوع به استماتة شود. || (اِ) پوست تنک بالای سپیدهٔ بیضه و تخم مرغ. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مستمیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر