معنی مستمشی
4 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استمشاء. داروی مسهل خورنده. (از منتهی الارب). آنکه داروی مسهل می خورد. || گرفتار شکم روش و اسهال. (ناظم الاطباء). رجوع به استمشاء شود.
کلمات همقافیه با «مستمشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر