معنی مستلقی
6 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استلقاء. خفته بر قفا. (از اقرب الموارد). بر قفا خوابنده یعنی پشت به بستر کرده دست و پا درازکننده. (غیاث). بر پشت خفته. ستان : چشم را نگاه دارند از بسیار گریستن... و از مستلقی خفتن یعنی به پشت باز خفتن. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). خداوند علت مستلقی بخسبد یعنی به پشت بازخسبد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و رجوع به استلقاء شود.
کلمات همقافیه با «مستلقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر