معنی مستقید
4 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استقادة. آنکه زمام اختیار به دست دیگری دهد. (از منتهی الارب). مطیع و فرمانبردار و رام. (ناظم الاطباء). || کشنده را کشتن فرمودن خواهنده از حاکم. (از منتهی الارب). رجوع به استقادة شود.
کلمات همقافیه با «مستقید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر