معنی مستقدم
6 بازدید
[ مُ تَ دِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استقدام. پیش درآینده. (از منتهی الارب). متقدم و پیش رونده بر قوم. (از اقرب الموارد). پیشرو. || در پیش شدن خواهنده. (از منتهی الارب). || دلیر و دلاور. (ناظم الاطباء). آنکه قدوم و شجاع باشد. (از اقرب الموارد). رجوع به استقدام شود.
کلمات همقافیه با «مستقدم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دم» برای سرودن شعر