معنی مستفسر
6 بازدید
[ مُ تَ سِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استفسار. بیان کردن خواهنده. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). آنکه طلب ابانت کند. تفسیرخواهنده. پرسنده. پژوهنده. رجوع به استفسار شود.
کلمات همقافیه با «مستفسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر