معنی مستفز
5 بازدید
[ مُ تَ فِ زز ] (ع ص) نعت فاعلی از استفزاز. بیرون کننده و خارج کننده. (از اقرب الموارد). || بقتل رساننده و کشنده. || قعد مستفزاً؛ با عدم اطمینان نشست. (از اقرب الموارد). رجوع به استفزاز شود.
کلمات همقافیه با «مستفز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فز» برای سرودن شعر