معنی مستفرمة
6 بازدید
[ مُ تَ رِ مَ ] (ع ص) زن تنگ کرده شرم به دارو. (از منتهی الارب). زن که داروهای عفص به کار برد: کتب عبدالملک الی الحجاج: یا ابن المستفرمة بعجم الزبیب!
کلمات همقافیه با «مستفرمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر