معنی مستعصم باللََّه
4 بازدید
[ مُ تَ صِ مُ بِلْ لاه ] (اِخ) (الـ ...) عبداللََّه بن منصوربن محمدبن احمد، مکنی به ابواحمد، سی و هفتمین و آخرین خلیفهٔ عباسی. وی به سال ۶۰۹ هـ . ق. در بغداد متولد شد و به سال ۶۴۰ بعد از درگذشت پدرش در حالی که از خلافت عباسی غیر از نام و دارالملک بغداد چیزی باقی نمانده بود به خلافت نشست و کارها بدست امرا و فرماندهان سپرد و بیشتر اعتمادش بر وزیرش مؤیدالدین ابن العلقمی بود. این وزیر با هلاکوی مغول بنای مکاتبه را گذاشت و او را به اشغال بغداد تشویق نمود و هلاکو به بغداد لشکرکشی کرد و به کمک ابن العلقمی اغلب سادات و مدرسان و بزرگان آنجا را قتل عام کرد و خلیفه را زنده نگه داشت تا محل تمام اموال و فنیه ها را نشان دهد، و چون این کار را کرد به سال ۶۵۶ هـ . ق. او را نیز بقتل رساند و بدین ترتیب دوران خلافت ۵۲۴ سالهٔ عباسی سپری گشت. (از الاعلام زرکلی ج ۴ ص ۲۸۴ از ابن خلدون و تاریخ الخمیس و فوات الوفیات).
کلمات همقافیه با «مستعصم باللََّه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «َه» برای سرودن شعر