معنی مستطیع
4 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استطاعة. صاحب استطاعت و صاحب قدرت. (غیاث) (آنندراج). قادر. توانا. توانگر. باتوان. رجوع به استطاعة شود. || واجب الحج. آنکه مال و توانائی وی به حدی باشد که حجةالاسلام بر او واجب شود. رجوع به حج شود.
کلمات همقافیه با «مستطیع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یع» برای سرودن شعر