معنی مستطیر
4 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استطارة. ساطع و منتشر: صبح یا برق یا شیب یا شر مستطیر. (اقرب الموارد). بردمیده. (منتهی الارب). آشکار: {/Bیُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخََافُونَ یَوْماً کََانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیراً. ۱-۸۷۶:۷/}(قرآن ۷۶/۷). || غبار برآمده و پریشان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || متفرق و پراکنده. (اقرب الموارد). || سگ و اشتر به گشنی آمده. (منتهی الارب). رجوع به استطارة شود.
کلمات همقافیه با «مستطیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر