معنی مستصعب
4 بازدید
[ مُ تَ عِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استصعاب. سخت شمارنده و سخت یابنده کاری را. (اقرب الموارد). || کاری که سخت و دشوار شده باشد، فعل آن بصورت لازم و متعدی به کار می رود. (اقرب الموارد). دشوار. (آنندراج). سخت. رجوع به استصعاب شود.[ مُ تَ عَ ] (ع ص) نعت مفعولی از استصعاب. کاری که سخت و دشوار بنظر آمده باشد. (اقرب الموارد). دشوار. سخت. رجوع به استصعاب شود.
کلمات همقافیه با «مستصعب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عب» برای سرودن شعر