معنی مستشیط
4 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از استشاطة. نیک خندنده. (منتهی الارب). افراطکننده در خندیدن. (اقرب الموارد). || شتر فربه. (منتهی الارب). فربه از بین شتران. (اقرب الموارد). || کبوتر شادمان در پرواز. (منتهی الارب). کبوتری که با چابکی پرواز کند. (اقرب الموارد). || برافروخته از خشم و غضب. (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || کسی که کار بر وی سبک باشد و زود از آن برآید. (ناظم الاطباء). و رجوع به استشاطة شود.
کلمات همقافیه با «مستشیط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یط» برای سرودن شعر