معنی مستشمم
4 بازدید
[ مُ تَ مِ ] (ع ص) مُستشِمّ. نعت فاعلی از استشمام. بوینده. (غیاث) (آنندراج). خواهنده از کسی که چیزی را ببوید. || استنشاق کننده. (اقرب الموارد). رجوع به استشمام شود.
کلمات همقافیه با «مستشمم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مم» برای سرودن شعر