معنی مستشرق
6 بازدید
[ مُ تَ رِ ] (ع ص) روشن و تابان. (غیاث). || شرق شناس. خاورشناس. عالم و محقق و دانا به مسائل مشرق زمین.
کلمات همقافیه با «مستشرق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رق» برای سرودن شعر