معنی مستشرف
5 بازدید
[ مُ تَ رِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استشراف. ستم کننده در حق کسی. || چشم بردارنده برای نگریستن در چیزی. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || مرتفع. (اقرب الموارد). افراشته و راست و بلند. (ناظم الاطباء).[ مُ تَ رَ ] (ع ص) نعت مفعولی از استشراف. رجوع به استشراف شود. || مرتفع. گرانبها. قیمتی : کالهٔ معیوب و قلب کیسه بر کالهٔ پر سود و مستشرف چو در. مولوی (مثنوی).
کلمات همقافیه با «مستشرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر