معنی مسترط
5 بازدید
[ مُ تَ رَ ] (ع ص) نعت مفعولی از استراط. بلعیده شده و فروبرده شده. (اقرب الموارد). || (اِ) حلق و گلو و مجرای طعام در حلق و مری و حلقوم. || خطاف و پرستوک. (ناظم الاطباء). رجوع به استراط شود.[ مُ تَ رِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استراط. بلعنده. فروبرنده به گلوی خویش. (اقرب الموارد). رجوع به استراط شود.
کلمات همقافیه با «مسترط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رط» برای سرودن شعر