معنی مسترشد
5 بازدید
[ مُ تَ شِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استرشاد. راست روی خواهنده و رهنمایی طلب کننده. (غیاث) (آنندراج). طلب کنندهٔ رشد و راه راست. (اقرب الموارد). آنکه طلب رشد کند. طالب راه راست. راه راست خواه. || مرید. (غیاث) (آنندراج). مقابل مرشد: مرشد طبیب حاذق است علاج به نوعی که موافق حال مسترشد است میکند. (انیس الطالبین بخاری ص ۶۰). رجوع به استرشاد شود.
کلمات همقافیه با «مسترشد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شد» برای سرودن شعر