معنی مسترد

معنی مسترد

8 بازدید
[ مُ تَ رِدد ] (ع ص) نعت فاعلی از استرداد. واپس خواهنده. رجوع به استرداد شود.
[ مُ تَ رَدد ] (ع ص) نعت مفعولی از استرداد. بازپس داده شده و واپس داشته شده. (غیاث) (آنندراج). واگرفته. رد کرده شده. پس گرفته شده. رجوع به استرداد شود: هر که آنجا بگذرد زر میبرد نیست هدیهٔ مصلحان را مسترد. مولوی (مثنوی). کار آن دارد خود آن باشد ابد دائما نی منقطع نی مسترد.مولوی (مثنوی). - مسترد داشتن و مسترد کردن و مسترد نمودن؛ بازپس گرفتن. استرداد کردن. طلب بازپس دهی کردن. - || پس دادن. باز دادن. واپس دادن. عودت دادن.

کلمات هم‌قافیه با «مسترد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید