معنی مسترد
8 بازدید
[ مُ تَ رِدد ] (ع ص) نعت فاعلی از استرداد. واپس خواهنده. رجوع به استرداد شود.[ مُ تَ رَدد ] (ع ص) نعت مفعولی از استرداد. بازپس داده شده و واپس داشته شده. (غیاث) (آنندراج). واگرفته. رد کرده شده. پس گرفته شده. رجوع به استرداد شود: هر که آنجا بگذرد زر میبرد نیست هدیهٔ مصلحان را مسترد. مولوی (مثنوی). کار آن دارد خود آن باشد ابد دائما نی منقطع نی مسترد.مولوی (مثنوی). - مسترد داشتن و مسترد کردن و مسترد نمودن؛ بازپس گرفتن. استرداد کردن. طلب بازپس دهی کردن. - || پس دادن. باز دادن. واپس دادن. عودت دادن.
کلمات همقافیه با «مسترد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر