معنی مسترخص
5 بازدید
[ مُ تَ خِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استرخاص. ارزان خواهنده. || ارزان شمرنده. (منتهی الارب).[ مُ تَ خَ ] (ع ص) ارزان : اگر سلطان در بازار عرض بیافتی به پنجاه هزار دینار مسترخص دیدی. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۱۳). و رجوع به استرخاص شود.
کلمات همقافیه با «مسترخص»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خص» برای سرودن شعر