معنی مستراح

معنی مستراح

8 بازدید
[ مُ تَ ] (ع اِ) جای برآمدن و جای آسایش. (منتهی الارب). جای آمدن. (ناظم الاطباء). جای آسایش و فراغت و جای راحت. (غیاث) (آنندراج). آسایشگاه. و رجوع به استراحة شود. || بیت الخلاء. (اقرب الموارد). آبخانه. کنیف. (دهار). جای لازم. کنار آب. (ناظم الاطباء). حَشّ. میضاء. مبال. جائی. حاجتگاه. مبرز. متوضأ. خلاء. ادبخانه. آبشتنگاه. طهارتخانه. خلاخانه. آبریز: بر مستراح کوپله سازیده است بر مستراح کوپله کاشْنیده است.منجیک. کعبه را مستراح نیست بلی نیست در جنت آبریزی هم.خاقانی. مال دنیاست سنگ استنجا بسوی مستراح بفرستد.خاقانی. و آنچه ریحان و راح بود همه ریزش مستراح بود همه پوستی برکشیده بر سر خون راح بیرون و مستراح درون. نظامی (هفت پیکر ص ۲۶۴). چو مرغ از پی کوچ برکش جناح مشو مست راح اندر این مستراح.نظامی. هیچ عاقل افکند دُرِّ ثمین در میان مستراح پر چمین.مولوی (مثنوی). لئیم زاده چو منعم شود از او بگریز که مستراح چو پر گشت گنده تر گردد. ابن یمین. || (ص) کنایه از شخص میت و مرده، بسبب آسودگی او از رنج و غم دنیا. مستریح. (اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «مستراح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید