معنی مستر

معنی مستر

5 بازدید
[ مِ تَ ] (ع اِ) پوشش. (منتهی الارب). پرده. (ناظم الاطباء).
[ مُ سَ تْ تِ ] (ع ص) نعت فاعلی از تستیر. پوشنده. (اقرب الموارد). پردگی کننده. (آنندراج). رجوع به تستیر شود.
[ مُ سَ تْ تَ ] (ع ص) نعت مفعولی از تستیر. پوشیده. (دهار). پوشیده شده. (از غیاث) (اقرب الموارد). ستیر. مصون. رجوع به تستیر شود: ای گشته چو آفتاب تابان از سایهٔ نور خور مستر.ناصرخسرو. پیدا چو تن تو است تنزیل تأویل در او چو جان مستر.ناصرخسرو. سه فرزند دارند پیدا و پنهان ازیشان دو پیدا و دیگر مستر نیاید برون آن مستر به صحرا نهفته، نشسته ست برسان دختر.ناصرخسرو. خدای رازدان کس را ز مخلوق نکرده ست آگه از راز مستّر.ناصرخسرو. شجاعت بهره ای باشد خدائی یلان را در دماغ و دل مستّر.ازرقی. || کنایه از پنهان و نهان : پاسبان تست نور و ارتقاش ای تو خورشید مستّر از خفاش. مولوی (مثنوی).

کلمات هم‌قافیه با «مستر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید