معنی مستدمی
8 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) مستدمٍ. نعت فاعلی از استدماء. آنکه به مدارا و نرمی حق خود را از غریم بستد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). || خون آرنده از بینی خود و سر پست کننده در آن حالت. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به استدماء شود.
کلمات همقافیه با «مستدمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر