معنی مستدبر
6 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استدبار. ضد مستقبل. (آنندراج). پشت کرده. پشت کننده. || آنکه آخر کار را می نگرد. (ناظم الاطباء). عاقبت اندیش. (اقرب الموارد). آنکه پایان کار را نگرد. رجوع به استدبار شود. || در اصطلاح فقهی، کسی که به جهت مخالف قبله متوجه است. || پسندکننده. (ناظم الاطباء). ترجیح دهنده. (اقرب الموارد).[ مُ تَ بَ ] (ع ص) نعت مفعولی از مصدر استدبار. رجوع به استدبار شود.
کلمات همقافیه با «مستدبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر