معنی مستحدث
6 بازدید
[ مُ تَ دِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استحداث. چیز نو پیدا کننده. (غیاث) (آنندراج). از نو پیدا کننده. (ناظم الاطباء). نو و جدید یابندهٔ خبر و امثال آن. || آغازکننده. ابداع کننده. (اقرب الموارد). رجوع به استحداث شود.[ مُ تَ دَ ] (ع ص) نعت مفعولی از استحداث. چیز نو پیدا کرده شده. (غیاث) (آنندراج). نوآورده و نویافته. (ناظم الاطباء). خبر و امثال آن که آن را نو و جدید یابند. (اقرب الموارد). || آغاز شده و ابداع گشته. (اقرب الموارد). رجوع به استحداث شود.
کلمات همقافیه با «مستحدث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دث» برای سرودن شعر