معنی مستجیب
5 بازدید
[ مُ تَ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استجابة. || اجابت کننده. (غیاث). جواب گوینده. قبول کننده. رواکننده : بهر آن گفت آن رسول مستجیب رمز الاسلام فی الدنیا غریب. مولوی (مثنوی). رجوع به استجابة شود. || یکی از درجات هفتگانهٔ دعوت اسماعیلیان و فروترین آنها، بدین توضیح که در عالم دعوت آنان هفت مرتبه است یا هفت حد جسمانی هست که به ترتیب اهمیت: ناطق یا رسول، سوس یا اساس یا وصی، امام، حجت، داعی مأذون یا محدود، داعی مطلق و سپس مستجیب است. و به عبارت بهتر مستجیب هرکسی است که طریقهٔ اسماعیلیه را پذیرفته باشد: و آن کس را که دین بر وی عرضه کنند [ باطنیان ] مستجیب خوانند. (بیان الادیان، در الفرقةالرابعة من الشیعة).
کلمات همقافیه با «مستجیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر