معنی مستجد
7 بازدید
[ مُ ت جِ دد ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استجداد. || پوشندهٔ لباس نو. (از ذیل اقرب الموارد). || نوگرداننده. (آنندراج).[ مُ تَ جَ دد ] (ع ص) نعت مفعولی از استجداد. نو گردیده : همچو یخ کاندرتموز مستجد هر دم افسانهٔ زمستان میکند. مولوی (مثنوی). رجوع به استجداد شود.
کلمات همقافیه با «مستجد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جد» برای سرودن شعر