معنی مستثبت
4 بازدید
[ مُ تَ بِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استثبات. رجوع به استثبات شود. || آنکه در امری درنگ کند و شتاب نکند. (اقرب الموارد). || مشورت کننده و بررسی کننده در کار خویش. (اقرب الموارد). || صابر و شکیبا. || پایدار و برقرار. || خواهان ثبوت و پایداری و برقراری. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مستثبت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بت» برای سرودن شعر