معنی مستبعد
4 بازدید
[ مُ تَ عِ ] (ع ص) نعت فاعلی از استبعاد. || دوری جوینده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). دوری خواهنده. (غیاث) (آنندراج). || بعید و دور شمرنده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به استبعاد شود.[ مُ تَ عَ ] (ع ص) نعت مفعولی از استبعاد. || بعید و دور شمرده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). دورانگاشته. دور. بعید. دشوار. (غیاث). رجوع به استبعاد شود. - مستبعد است؛ دور است از واقع. بعید است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مستبعد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عد» برای سرودن شعر