معنی مستبازی
5 بازدید
[ مَ ] (حامص مرکب) عمل مست. اعمالی همانند اعمال مستان. حرکاتی به گونهٔ مستان. - مست بازی درآوردن؛ کمی مشروب نوشیدن و خود را به مستی زدن. تقلید مستان درآوردن در غیرحالت مستی. - || مست بودن و حرکات مستانه کردن. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «مستبازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر