معنی مستانی
8 بازدید
[ مَ ] (ص نسبی) مزید علیه مست. (آنندراج). مستان. مست. نشوان : دمی در آن چمن از روی ذوق کردم سیر غزل سرایان چون عندلیب مستانی. طالب آملی (از آنندراج). و رجوع به مست و مستان شود.
کلمات همقافیه با «مستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر