معنی مستأمنه
4 بازدید
[ مُ تَ ءْ مِ نَ ] (ع ص، اِ) مستأمنة. مستأمن. افراد حربی که در بلاد اسلام باشند. || از دو شاهد زیر بر می آید که کلمه معنی به پناه آمده داشته باشد: دو هزار از این عرب مستأمنه به دهستان روند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۶۰). حاجب بزرگ بر حکم فرمان به نشابور آمد و ز نشابور به گرگان و بیشتر از عرب مستأمنهٔ گرگان را بدو سپردند. (تاریخ بیهقی ص ۴۷۵).
کلمات همقافیه با «مستأمنه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر