معنی مستأمر
6 بازدید
[ مُ تَ ءْ مِ ] (ع ص) نعت فاعلی از مصدر استئمار. مشورت کننده. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به استئمار و استیمار شود. || در اصطلاح فقهی، آنکه به نفع او مؤامره برقرار شده است. رجوع به مؤامرة در معنی فقهی آن شود.[ مُ تَ ءْ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از مصدر استئمار. کسی که مورد مشورت قرار گرفته باشد. (اقرب الموارد). رجوع به استئمار و استیمار شود. || در اصطلاح فقهی، آنکه در عقد مؤامرهٔ او شرط شده است. مستأمر حق فسخ یا الزام به عقد را دارا نیست و فقط می تواند به یکی از آن دو امر و فرمان دهد.
کلمات همقافیه با «مستأمر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مر» برای سرودن شعر